الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
123
مسند الإمام العسكري (ع) (مسند امام عسكرى ع) (فارسى)
را مىآزارد تا اينكه همسر نحرير به او گفت : واى بر تو از خدا بترس ! تو نمىدانى چه كسى در خانه تو است ؟ ! و شايستگى و مقام آن حضرت را به وى گوشزد كرد و گفت : من از جانب او بر تو بيمناكم ! او در پاسخ زنش گفت : من او را ميان درندگان مىاندازم ! و بعد همين كار را كرد و ديد آن حضرت در ميان درندگان به نماز ايستاده و آنها در پيرامون حضرت حلقه زدهاند . « 1 » 26 - از احمدبن اسحاق نقل كرده ، مىگويد : خدمت ابومحمّد عليه السلام رسيدم و از او خواهش كردم چيزى بنويسد و من خط او را ببينم تا دست خط او را هرگاه به من رسيد ، بشناسم ! فرمود : « بسيار خوب » سپس فرمود : « اى احمد ! براستى خطى كه به تو برسد از نظر درشتى و ريز بودن قلم متفاوت است ولى تو ترديد به خود راه نده ! » آنگاه دوات خواست و نوشت ؛ قلم را كه به دوات مىزد آن را مىكشيد ! من در حالى كه او مىنوشت با خود گفتم : اين قلمى را كه با آن مىنويسد از او بخواهم تا به من ببخشد ! چون از نوشتن فارغ شد ، رو به من كرد و با من حرف مىزد و قلم را به خشك كن دوات مىماليد پس از لحظهاى فرمود : « احمد بيا و اين قلم را بگير ! » . عرض كردم : فدايت شوم ! چيزى بر دلم مىگذرد كه از آن بابت غمگين مىشوم ، من مىخواستم از پدر بزرگوارت چيزى بپرسم ميسّر نشد ! فرمود : « احمد ! سؤال تو چيست ؟ » گفتم : سرورم ! از پدرانت براى ما روايت كردهاند كه خواب پيامبران بر پشت و خواب مؤمنان به طرف
--> ( 1 ) - كافى : 1 / 513 .